أبو علي سينا

مقدمه 6

رساله جوديه ( فارسى )

مجامع روحانى روم شرقى بدعت در دين گذارده‌اند بايران و ساير ممالك خاور ميانه تبعيد گرديدند . از طرف ديگر ميدانيم شاپور دوّمين پادشاه ساسانى فرزند اردشير بابكان مؤسّس سلسلهء با عظمت ساسانى پس از شكست دادن و اسير كردن والرين امپراطور روم و تاراج شهر معروف انطاكيّه در محلّى كه طرف جنوب شرقى دزفول حاليّه است شهرى ساخت كه آن را ( واندوشاپور ) ناميد كه معنى آن شهر شاپور بهتر از انطاكيّه است بوده و تدريجا گندىشاپور كه معرّب آن جنديسابور است و گاهى جندى شاپور و امثال آن نيز نام برده شده است . سكنهء اين شهر حسب الامر شاپور از تبعيدشدگان انطاكيّه و اسراى آنجا ( شايد با آنها يونانيها هم بوده باشند ) تشكيل گرديد ، سپس اين شهر در زمان شاپور دوّم اقامتگاه شاهانه شد و ميگويند شاپور دوّم يكى از اطبّاى يونانى موسوم به تئودوزيوس « 1 » يا تئودوروس را براى معالجهء خود به آنجا طلبيد و اين طبيب مسيحى مورد توجّه و مرحمت پادشاه قرار گرفت ، شاپور امر داد كه براى او كليسائى بر پا كنند و به خواهش وى عدّهء زيادى از اسراى يونانى را آزاد سازند و كم كم شروع بتدريس طبّ و ترجمهء كتب يونانى نمود و آنجا را يكى از مراكز طبّى عالم ساخت . پس از شاپور دوّم در زمان انوشيروان دادگر شاهنشاه ساسانى چون ژوستىنىين « 2 » امپراطور روم كيش مسيحى را قبول نمود عدّهء زيادى از علماء و اطبّاء و دانشمندان يهود و قائلين فلسفهء افلاطون را كه تبعيد نموده

--> ( 1 ) - Theodosius ، تئوذوسيوس . ( 2 ) - Justinien .